ساعت ها

سر بر دارِ مَدارِ خود فرو برده، به سر گیجه هاش، سبیلش را میچرخاند جای کله اش! که بفهماندم، او نیز، همچون من از تکرار خودش خسته است من نیز همچون او از تکرار خودش خسته ام تو نیز همچون ما از تکرار خودش خسته ای!   ساعت ها، آری ساعت ها …!   هادی […]

0 Comments